• کدخبر: 55492
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۲:۴۷ ب.ظ - دوشنبه ۱۳۹۵/۰۸/۱۰
  • چاپ خبــر
معرفی نخبه فریدنی:

طبیبی که نامش چون نگینی بر تارک تاریخ فریدن باقی است

دکتر مصطفوی به جای گرفتن هزینه از بیمارانش عشق ورزیدن و انسانیت را یاد می داد، او با قلمش نسخه عاشقی می نوشت تا به جای درد جسم، درد روح و روان آدمی را درمان کند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری فریدن، روزها از پس هم می گذرند و دقایق با سرعت سپری می شوند، زمانی می رسد کمی درنگ می کنی و به گذشته نگاهی می اندازی از برخی قدم هایت که برداشتی وحشت می کنی حال سعی داری که از آن نقطه آینده بهتری بسازی برای همین به زندگی بزرگان نگاه می کنی تا الگویت باشند تا در ورطه ای دنیا پرستی غرق نشوی.

در شهرستان فریدن نیز بزرگ مردانی بودند وقتی به زندگی شان نگاه می کنی، عطر خداوندی، عطر بخشش و کرم و عاشق بودن، جریان دارد و تو دوست داری با آنکه خودت باشی در راه آنها قدم بگذاری چون می دانی پایان خط رسیدن به کمال است.

در این نوشته به معرفی طبیبی می پردازیم که دردش درد مردم بود و عشقش خدمت به مردم و خاطرات بچگی هایمان رقم می زد چون همیشه پیرمردی را به یاد داریم که هر زمان بیماریمان شدت می گرفت، پدر دستم را می گرفت و راهی مطب کوچکی که روبروی مسجد صاحب الزمان داران بود می شد.

آن مطب جای بود که هیچ گاه جز درد بیماری، درد دیگری نداشتی که آن نیز با دست این طبیب حاذق به فراموشی سپرده می شد، دکتر سید مصطفی مصطفوی دارانی طبیب مهربان خاطراتم هست، او ویزیت مطبش ۲۵ تومان بیشتر نبود آری فقط ۲۵ تومان که در بیشتر مواقع نیز آن را از بیمارانش نمی ستاند، لبخند پدرانه دکتر پشت میزش ترس از آمپول و بیماری را از بین می برد.

او به جای گرفتن هزینه از بیمارانش عشق ورزیدن و انسانیت را یاد می داد، او با قلمش نسخه عاشقی می نوشت تا به جای درد جسم، درد روح و روان آدمی را درمان کند.

«سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز/ مرده آنست که نامش به نکویی نبرند»

 

شهریور ۱۳۸۴ روزنامه شرق در مقاله ای آورد: سید مصطفی تا سن نود و چهار سالگی بی وقفه به طبابت پرداخته و بی آنکه از این راه پی مال اندوزی باشد، آنچه مایملک از پدر به ارث رسیده بود، بر طبق اخلاص نهاده و صرف امور خیریه کرد.
دکتر سیدمصطفی مصطفوی دارانی فرزند عباس، ۱۲۸۹ شمسی، در «داران»، واقع در ۱۳۰ کیلومتری غرب اصفهان، دیده به جهان گشود. پدرش فردی روحانی و از شاگردان مرحوم «جهانگیرخان قشقایی» و از دوستان شادروان سیدحسن مدرس بود.

مصطفی هنوز کودکی بیش نبود که مادرش را از دست داد، او دوره تحصیلات ابتدایی را در فریدن (آذرماه ۱۳۰۵ ش) و دوران متوسطه را در «دبیرستان سعدی اصفهان» (مرداد ۱۳۱۱ ش) گذراند.

سپس به تحصیلات خود ادامه داد و در سال ۱۳۱۲ش، «تصدیقنامه علوم فیزیک، شیمی و طبیعیات» (موسوم به پ- سی- ان= PCN) که در آن زمان رایج بود، دریافت نمود.

پس از آن خدمت سربازی را با درجه «نایب سومی وظیفه» در ۱۳۱۳ش به پایان رسانید.پدرش می خواست که مصطفی به کسوت روحانیت درآید، اما شوق آموختن طب، او را به دانشکده پزشکی تهران کشاند.

همزمان با اواخر تحصیل او در دانشکده پزشکی، ریاست آن دانشکده را مرحوم «پروفسور شارل اوبرلن» (۱۹۶۰-۱۸۹۵ م) آسیب شناس نامدار فرانسوی برعهده داشت که آموزش پزشکی را متحول ساخت و اساتید بزرگی را در آنجا استخدام نمود، از این رو مصطفی نیز محضر آن اساتید را درک کرد. دکتر مصطفوی از زنده یاد دکتر محمد قریب پایه گذار طب کودکان در ایران به نیکی یاد می کند.

مصطفی، دوران کارورزی پزشکی را در بیمارستان «گوهرشاد حسابی» گذراند و در دوره دانشجویی برای تامین مخارج تحصیلی خود به تدریس پرداخت.

وی در «مدرسه تربیت نسوان» که از نخستین مدارس دخترانه تهران بود، درس می داد و در همین مدرسه با «خانم طیبه امیرصحی» نوه مدیر و موسس آن مدرسه آشنا شد و سرانجام این آشنایی به ازدواج آن دو انجامید، نخستین فرزند آنها، همزمان با پایان تحصیلات طبی او به دنیا آمد.

زمانی که در سال ۱۳۱۹ش دکتر مصطفوی از تحصیل طب در دانشکده پزشکی فراغت یافت، شمار دانش آموختگان این رشته در ایران احتمالاً از دویست نفر متجاوز نبود.

پس از پایان تحصیلات پزشکی، دکتر مصطفوی جوان با اشتیاق بی حد و با هدف خدمت به مردم زادگاه خود، راهی آن دیار شد و از آن تاریخ (۱۳۱۹ ش) تا ۱۳۸۴ ش، روی هم بیش از شصت سال متوالی به طبابت پرداخت و این خدمت تا سن نود و چهار سالگی او ادامه یافت.

او سی سالی را در «داران» و «فریدن» و سالیانی نیز در دیگر نقاط از جمله آستارا، زنجان، نجف آباد و بالاخره هفده سال نیز در خیابان مدرس اصفهان در خدمت بیماران بود؛ با نوع دوستی شایسته تحسین و حکیمانه. دکتر مصطفوی نه تنها بسیاری از بیماران را به رایگان معالجه می کرد، بلکه گاهی هزینه دارو و سایر مخارج ضروری آنها را نیز از کیسه فتوت خود می پرداخت.
وی در مصاحبه با نشریه پژواک زردکوه مورخ ۱۳۸۱/۸/۱۰ عشق ورزیدن را سبب طول عمر و نشاط خود می دانست و گفته بود: «من بر اثر خدمت به مردم و عشق به خدمت کردن بانشاط هستم و عمرم طولانی شده است. در همین سن و سال (۹۲سالگی)، هنوز هم هر روز دو ساعت راه می روم.»

دکتر مصطفوی کوله باری سنگین از خاطرات تلخ و شیرین شصت سال طبابت را با خود داشت برای نمونه وی در گفتگو با مجله زرد کوه به شیوع بیماری کمیابی به نام «تب راجعه» در فریدن آن روزگار اشاره کرده و گفته بود: «برای درمان بیماران در نقاط دورافتاده، گاهی باید از میان برف های زیاد می گذشتیم، با کامیون حرکت کردیم ولی کامیون ما در برف ماند و پیش نرفت. از سرمای زیاد بیهوش افتادم و گمان می کردند که من مرده ام. محلی که می خواستیم برای درمان بیماران بدانجا برویم، روستای دره سوخته فریدن بود، در دوران شیوع تب راجعه تا آخر در فریدن ماندم و به معالجه بیماران پرداختم.»

دکتر مصطفوی انسانی بود فرهیخته که به فرهنگ و ادب ایران عشق می ورزد و اشعار زیادی را از حفظ می خواند.

وی نه تنها دانش خود را خالصانه در اختیار مردم دردمند قرار داده بود، بلکه از بذل مال و آنچه از پدر و سپس از خواهرش به او ارث رسیده، دریغ نکرده بود، حتی خانه پدری را برای امور فرهنگی واگذار کرد و همین ایثار کم نظیر او دلیل محبوبیت او در بین مردم بود.
این پزشک مهربان و حاذق بعد از گذراندن عمر پربرکت خود در تاریخ ۱۳۸۹/۲/۱۲ در سن ۱۰۰ سالگی دار فانی را وداع گفت اما نام این طبیب هنوز هم به مانند نگینی بر تارک تاریخ پزشکی کشور و شهرستان نام آوران، فریدن می درخشد و هر کجا که نامی از ایشان برده شود به نیکی یاد می کنند و البته پیکر این دانشمند عالیقدر در شهر اصفهان به خاک سپرده شد.
این نیک نامی سید مصطفی ما را به به یاد شعری سعدی علیه الرحمه می اندازد که می گوید:
«کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق/ تا دمی چند که ماندست غنیمت شمرند
گل بیخار میسر نشود در بستان/ گل بیخار جهان مردم نیکو سیرند
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز/ مرده آنست که نامش به نکویی نبرند»
انتهای پیام/ع

 

نویسنده

نوشته شده توسط نام و نام خاوادگی در آبان ۱۲ام, ۱۳۹۵

خدایش بیامرزد ، خیلی از وقتها موقع پیاده روی می دیدمش ، بارها هم به مطبش رفته بودم ، واقعا روحش قرین رحمت الهی باد . انسان خوبی بود

درج دیدگاه

جدیدترین خبرها