• کدخبر: 40155
  • تاریخ انتشار خبر: ۹:۴۷ ق.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۹
  • چاپ خبــر
درگپی خودمانی با خانواده ورزشکار فریدنی :

از سختی ضربه های تکواندو تا نرمی احساس مادرانه/ عکس

حجت افشاری، سمیه عزیزی، مائده و محمد عرفان اعضای یک خانواده چهار نفره فریدنی اند که به تازگی موفق به کسب مقام سوم کشوری به صورت خانوادگی دراولین دوره مسابقات تکواندوی خانواده شده اند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری فریدن ، هر چند وقت یک بار، شنیدن خبر پیروزی فرزندان دیارمان در عرصه های مختلف، ریشه غرور و افتخار را در وجودمان می دواند و نام فریدن را پرآوازه تر از قبل بر سر زبان ها می اندازد.

این بار ظهور یک افتخار ناب دیگر توسط یک خانواده ورزشکار فریدنی ما را بر آن داشت تا به رسم جوانمردی با بازتاب خبر این موفقیت، دین خود را به افتخار آفرینان فریدن پر ریشه ادا کنیم.

IMG_1006

حجت افشاری، سمیه عزیزی، مائده و محمد عرفان اعضای یک خانواده چهار نفره فریدنی اند که به تازگی موفق به کسب مقام سوم کشوری به صورت خانوادگی دراولین دوره مسابقات تکواندوی خانواده شده اند.

این مسابقات چندی پیش با حضور ۲۱ خانواده از ۱۳ استان برای نخستین بار در تاریخ تکواندی جهان و با حمایت سفارت کشور کره جنوبی و شرکت ال جی و با اجرای مسعود روشن پژوه مجری توانمند مسابقات خانوادگی سیما به میزبانی کشورمان ایران برگزار شده بود.

با ارج نهادن به این حرکت خانوادگی ، در گپی دوستانه پای حرف های شنیدنی این خانواده موفق می نشینیم:

taekwondo house 94-4.jpg (6)

سمیه عزیزی- مادر خانواده است. متولد سال ۱۳۶۰و دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی است که پس از ازدواج و سکونت در شهر داران با اخذ مدرک مربیگری اکثر رشته های ورزشی به دنیای ورزش وارد و در کنار همسر به تکواندو علاقه مند می شود و به طورحرفه ای آن را دنبال می کند.

وی در حال حاضر نیز به مربیگری ورزشی مشغول است و نائب رئیس هیئت تکواندو شهرستان فریدن نیز می باشد.

حجت افشاری- پدر خانواده است. متولد ۱۳۵۰ است و کارشناسی اقتصاد بازرگانی و برق و قدرت خوانده است.

یک باشگاه اختصاصی راه اندازی کرده و به آموزش ورزش های رزمی مشغول و در تکواندو دارای کمربند دان ۵ است هم چنین مدیریت یک مجتمع آموزشی فنی حرفه ای در داران را نیز برعهده دارد و دارای سوابق آموزشی ،فرهنگی ،ورزشی و مدیریتی زیادی است و رئیس هیئت تکواندو شهرستان فریدن از سال ۸۹ تا کنون است.

در ادامه گفتگوی ما را با این خانواده فعال می خوانید:

taekwondo house94-3.jpg (15)

فریدن نا- سطح مسابقات چه طور بود؟

افشاری- این مسابقات برای اولین بار در راستای توسعه همگانی ورزش تکواندو ، ایجاد نشاط شادابی و تحکیم نهاد خانواده در ۲۲ مرداد ماه سال جاری به میزبانی خانه تکواندو برگزار شد که در پنج آیتم اجرای فرم سه نفره، اجرای فرم دونفره، فرم ابداعی ، شکستن اجسام سخت و هم چنین بخش پرسش و پاسخ اطلاعات مذهبی ، ورزشی و پزشکی پیگیری شد.در میان شرکت کنندگان افراد دارای مقام های جهانی و کشوری نیز حضور داشتند و سطح مسابقات بالا بود.

DSC02304

فریدن نا- تعریف شما از تکواندو چیست؟

خانم عزیزی- تکواندو ورزشی جدا از سایر رشته های ورزشی است که ورزشکار در آن پس از فراگیری مرحله به مرحله باید آزمون بدهد و برحسب عملکرد خود کمربند بگیردکه اعطای این کمربند ها هم در مراحل مشخصی از کار و توسط استان صورت می گیرد.

 افشاری- تکواندو از سایر ورزش ها سیستماتیک تر است و یک ورزش المپیکی است که به صورت علمی پیگیری می شود.

فریدن نا- وضعیت اعضای خانواده تان در این ورزش چگونه است؟

افشاری- پسرم قهرمان استان است و برای لیگ کشوری هم به او پیشنهاد داده اند و دخترم نیز همین شرایط را دارد

خانمم به تکواندو علاقه دارد و دارای کمربند مشکی است البته بچه ها ژیمناستیک هم کار می کنند و مربی آن ها مادرشان است.

برای مربیگری خانمم در رشته های مختلف خیلی زحمت کشیدم .

فریدن نا- چه انتظاری از مسئولان دارید؟

 افشاری- با توجه به آن که شروع کارم در هیئت و ادامه آن با همه سی سالی که در شهرستان هیئت تکواندو بوده برابری می کند و در گذشته مقام کشوری به خصوص در بخش خانم هاخیلی کم داشتیم که با تلاش فراوان توانستیم این را جا بیندازیم که نتیجه کار هم خوب بوده است، مشکلاتی در باشکاه داریم و تقاضا دارم یک زمین به ما اختصاص بدهند که ما بتوانیم باشگاه و آموزشگاه را در یک مکان مستقر کنیم و امکان زندگی من و خانواده ام در کنار محل کارمان وجود داشته باشد . بیشتر اوقات برای مسابقات اسپانسر نداریم و تمام مخارج مسابقات را خودمان متحمل می شویم.

که نیازمند توجه و حمایت بیشتر هستیم.

فریدن نا- از حال وهوای مسابقات و احساس خودمان برایمان بگوئید.

خانم عزیزی- وقتی انسان وارد یک کار می شود نهایت هدفش این است که از آن کار نتیجه بگیرد وقتی که ما به صورت خانوادگی برای این کار حضور پیدا کردیم اعتماد به نفس و انگیزه مان بالاتر رفت و این که همه درکنار هم بودیم لحظه بسیار خوبی بود.

قبل از مسابقه باهم قرار گذاشتیم که حداکثر تلاشمان را بکنیم و آخرین پتانسیل خود را به کار ببندیم و موفق هم شدیم .

خیلی خوشحالم هم برای خودم و همسرم و هم برای بچه ها،خوشحالم از این که بچه ها خوب خودشان را نشان دادند و حتی در حین مسابقان شاگردان و هنرجوها تماس می گرفتند و به ما روحیه می دادند و همه این ها باعث شد بتوانیم به بهترین شکل از این بستر فراهم شده نهایت استفاده را ببریم.

فریدن نا- چه توصیه ای برای خانواده ها دارید؟

خانم عزیزی-به خانواده ها توصیه می کنم که بچه ها را خانه نشین بار نیاورند و آن ها را به سمت ورزش سوق دهند تا اجتماعی شوند و شخصیتشان با ورزش شکل بگیرد و بلوغ بهتر و آسان تری را پشت سر بگذارند.

ورزش باعث تخلیه هیجانات آن ها می شود ،به خصوص بچه هایی که از سن ۴ و ۵ سالگی وارد ورزش می شوند این ها خیلی موفق اند وتفاوت هایشان با سایر بچه ها به چشم می آید.

محیط ورزشی هم صادقانه و دوستانه بوده و بچه ها خیلی باهم رفیق هستند و حتی تاریخ تولد تک تکشان را می دانم و پیگیر کارشان هستم.

کلاس های دیگر هم خوب است اما حسن ورزش در این است که برای پرورش جسم و سلامت بدن عالی است.

حتی در بسیاری از موارد به دلیل آن که ورزش باعث تخلیه استرس می شود بچه ها در درس هم راحت تر هستند و در امتحانات موفق ترند.

خانواده هاهم پیگیر هستند، پیشرفت بچه ها را می بینند و ارزش کار را درک کرده اند و باید بگذارند بچه ها خودشان به سمت ورزش بیایند و بعد می فهمند که تا به چه اندازه روی زندگی تاثیر دارد.

فریدن نا- در این جایگاه چه کسانی را شایسته تقدیر می دانید؟

افشاری-از خانمم که پابه پای من آمد تشکر می کنم.

از استاد خوبم مرتضی استکی که خیلی در پیشرفت من در تکواندو حتی خرید و تجهیز باشگاه کمکمان کرد.

از توجه ویژه فرماندار به ورزش تشکر می کنم و به ویژه این که ایشان خودشان شخصیت ورزشی دارند و از تکواندو کارها هستند و با وجود مشغله کاری که داشتند آمدند و برای افتتاح مرکز فنی حرفه ای و باشگاه رزمی حضور پیدا کردند. علاوه بر این اسپانسری مسابقات دهه فجر را نیز فرمانداری شهرستان بر عهده گرفت و واقعا از ما حمایت کردند.

خانم عزیزی- من از خانواده خودم و از بچه های عزیزم که واقعا همکاری کردند تشکر می کنم و بعضی اوقات برای گذراندن دوره های مربیگری در شهرهای دیگر مجبور بودم تا هفته ها از خانه دور باشم.

من تکواندو را با کمک همسرم یاد گرفتم و ادامه دادم . همسرم یک پشتوانه محکم هم در زندگی و هم در ورزش برایم بوده اند.

فریدن نا- شیرین ترین خاطره شما در طول زندگی ورزشی تان چه بوده است؟

خانم عزیزی- خوب قطعا وقتی هر مربی بازخورد کار خود را ببیند و وقتی هنرجوها از فریدن می روند و برای کسب مقام های بالاتر در مسابقات شرکت می کنند همین برای من دلگرم کننده است.

در این صورت هم من زکات دانشم را داده ام و هم بچه ها توانسته اند چیزی یادبگیرند.

من سعی کرده ام لحظه لحظه با بچه ها باشم و آن ها را فرزندان خود می دانم و معتقدم که موفقیت هنرجو موفقیت و افتخار من است.

فریدن نا- و تلخ ترین خاطره شما؟

 افشاری- متاسفانه فقط در فریدن انجام هرکاری سخت است.

در این چند سال که باشگاه راه اندازی کرده ام و مسئول هیئت تکواندو شده ام با کمک دوستانم فرزاد ابوالحسنی و محمد گشول در سال ۹۰-۹۱ توانستیم برای اولین بار از شهرستان در لیگ استان تیم اعزام کنیم.

در رده نونهالان- نوجوانان و بزرگسالان که در زمستان هم بود به دلیل بعد مسافت باید مینی بوسی از تربیت بدنی کرایه می کردیم و قرارشده بود که ساپورت شویم و ورودی این مسابقات را به ما بدهند.

یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بود که قرار شد از طرف فرمانداری و تربیت بدنی بدهند و بقیه مخارج با هیئت تکواندو باشد.

ما سه هفته این مسابقات را رفتیم و بهترین مربی ها را داشتیم بهترین و فنی ترین بازیکنان که از شاگردان آقای ابوالحسنی بودند.

بچه ها خوب پیش رفتند و خودی نشان دادند، ولی کسانی که تقبل کرده بودند این ورودی را بدهند سرباز زدند و تلخ ترین خاطره همین مشکل همیشگی است که علی رغم وجود پتانسیل بالا حمایت ها خیلی کم است.

فریدن نا- شما ورزش را چگونه معنا می کنید؟

خانم عزیزی- ورزش هنر به تعادل رساندن جسم و ذهن و هنر زندگی کردن را به ما یاد می دهد، ورزش باعث می شود خودت را باورکنی و توانایی هایت را زودتر کشف کنی و آن ها را درمسیری بیندازی که بالفعل شود.

 افشاری- ورزش را جزء واجبات زندگی می دانم با توجه به شرایط زندگی های امروز، اگر ورزش نباشد یک خلاء در زندگی است، ورزش هنر ،علاقه و سلامتی است.

DSC02303

پس از این گپ وگفت با پدر و مادر این خانواده از مائده و محمد عرفان دوست داشتنی نیز سوالاتی پرسیده ایم که در ادامه جواب های صادقانه و کودکانه آن ها را می خوانید:

فریدن نا- مائده خانم چندسال داری؟ اوضاع درست چه طوره؟

مائده- (با نام خدا شروع می کند) ۱۰ ساله هستم و در دبستان ایمان داران با درجه خیلی خوب امسال را پشت سرگذاشتم.

فریدن نا– از این که مقام آوردی چه حسی داری ؟

خیلی خوشحالم که با خانواده توانستیم به این مقام دست پیدا کنیم و از پدر و مادرم تشکر میکنم.

فریدن نا- فکر نمیکنی تکواند و برای یه دختر سخت و خشن باشه؟

مائده- (کمی می خندد)نه اصلا تاثیر بدی در روحیه ام نداشته چون در کنارش به ورزش ژیمناستیک نیز مشغولم.

پدر- البته امروزه تکواندو ورزشی با تجهیزات کامل ایمنی است که آسیب خاصی به ورزشکار نمی رساند.

فریدن نا- دوست داری چه کاره بشی؟

مائده- دوست دارم در آینده دکتر بشوم ودرسطح خیلی بالا تکواندو را ادامه دهم.

فریدن نا- ورزش به درست لطمه نمی زنه؟

مائده :من هم به باشگاه می رسم هم به درس و از معلم خوبم خانم شریفی هم تشکر می کنم.

فریدن نا- به نظر تو مادر یعنی چی؟

مائده- مادر یعنی زندگی

فریدن نا– و پدر؟

مائده- پدر یعنی مهربانی

فریدن نا چه حرفی برای هم سن و سالای خودت داری؟

مائده- به دوستانم توصیه می کنم با ورزش کردن سالم و شاداب باشند.

فریدن نا- محمدعرفان شما چندسال داری؟

محمد عرفان( یک بسم الله پهلوانی می گوید و از خبرنگار تشکر می کند!):۱۱ سال دارم و در سطح خیلی خوب امسال را خواندم.

فریدن نا- پسرها که معمولا فوتبالی اند پس چطور شد شما سر از تکواندو در آورده ای؟

محمد عرفان(می خندد)- من اصلا به فوتبال علاقه ندارم بیشتر به تکواندو علاقه دارم از پنج سالگی این رشته را شروع کردم و کمربند دان دو دارم.

فریدن نا- حالا که تکواندو کار قابلی هستی حتما وقتی با دوستانت دعوا می کنی از فوت وفن تکواندو استفاده می کنی ؟

محمد عرفان (با خنده و شیطنت می گوید)- دعوا نمی کنیم ولی گاهی باهم شوخی می کنیم.

فریدن نا- آرزوت چیه ؟

محمد عرفان- دوست دارم مدال طلای المپیک رو بگیرم.

فریدن نا- به نظرت مادر یعنی چی؟

محمد عرفان :مادر مثل یک فرشته است(در این لحظه اشک در چشمان مادر خانواده حلقه می زند)

فریدن نا- و پدر؟

محمدعرفان- پدر پاره تن من است.

فریدن نا- حالا که از پدرت تعریف کردی چه درخواستی ازش داری؟

محمد عرفان( با جدیت کودکانه اش )- از بابا می خواهم که اجازه دهد در مسابقات لیگ کشوری شرکت کنم.(پدر می خندد و نگران سن کم او و بعد مسافت مسابقات است)

شادی و نشاط از تک تک اعضای این خانواده می بارد. خانواده ای موافق و صمیمی که با بها دادن راستین به ورزش هم اخلاق را در خود پرورانیده اند و هم سلامت روح و جسم را…

برای این خانواده خوب فریدنی آرزوی بهترین ها را داریم.

خبرنگار: فاطمه زمانی

نویسنده

نوشته شده توسط همشهری در مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴

باعث افتخار همه ی فریدنی های عزیز …
تشکر از خبرنگار محترم خانم زمانی

نویسنده

نوشته شده توسط خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ در مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ خودتون واسه خودتون نظر میذازین؟؟!!!خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

نویسنده

نوشته شده توسط یاس منگولا در مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴

بسیار مصاحبه جالبی یود. به این خانواده تبریک می گوئیم

نویسنده

نوشته شده توسط پیشرفت و عدالت در مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴

سلام ما می توانیم پیشرفت کنیم نمونه اش همین خانواده ورزشکار
اما چرا پیشرفت نمی کنیم مقاله زیر را بخوانید:

علت عدم توسعه سرمایه داری وصنعتی شدن درفریدن چیست؟

سرزمین فریدن ازدیرباز محل تاخت وتاز اقوام بوده است . گاهی قوم های یونانی و تاتار ومغول به این منطقه حمله می کردند و بعد افغانها این سرزمین را زیر سم اسبان خود مورد تاخت وتاز قرار دادند .حکومتهای مرکزی در ادوار گوناگون تاریخ برای سرکوب شورشهای محلی به این منطقه لشکرکشی کرده اندحملات این اقوام درکنار حکومتهائی که سرشت منطقه ای نداشتند ونیزخود قومی بودند مانند سلجوقیان ، سامانیان ، غزنویان و… صدمات بی شماری به بافتهای اجتماعی وازآن مهمتر بافتهای اقتصادی فریدن وارد آورد. اقتصاد فریدن درسه دوره فرصت صنعتی شدن را ازدست داد.

۱) فرصت اول ، دردورانی بود که اقتصاد اروپا وکل ایران به سمت صنعتی شدن می رفت. فریدن دراین دوره هم ازلحاظ بستراقتصادی ، هم ازنظر قدرت تولید ، این توانائی را داشت که به سمت صنعتی شدن حرکت کند. دراین دوره که با دوران حکومت صفویه به ویژه سلطنت شاه عباس اول مصادف بود .
براساس بررسی های تاریخی درآن زمان فریدن هم ازلحاظ منابع وهم ازلحاظ ارتباطات بازرگانی به طوربالقوه می توانست اقتصاد خودرا به سمت صنعتی شدن نسبی حرکت دهد.
۲) دومین فرصت دردوران قاجاریه به ویژه اواخر عصر ناصرالدین شاه ودراوایل حکومت مظفرالدین شاه به ویژه دوره مشروطیت پیش آمد. دراین دوران حجم مبادلات تجاری فریدن ومهم تر ازآن عزم جدی برخی ازبازرگانان برای ورود تولیدات صنعتی به کشور قابل توجه است وبه اعتقاد برخی ازتحلیل گران فریدن می توانست با ایجاد یک بستر مناسب وارد اقتصادصنعتی یا نیمه صنعتی شود.

۳) سومین فرصت را شاید بتوانیم اواخر دهه ۱۳۴۰ اعلام کنیم که کل ایران به سمت صنعتی شدن پیش رفت.

۴)فرصت دوران پهلوی اول و
پهلوی دوم هم در فریدن از دست رفت.

۵)فرصت ۱۵ سال ابتدای انقلاب که بسیاری از شهرستانهای همجوار فریدن مثل گلپایگان،شهرکرد،نجف آباد،ازنا،و… با دلارهای ارزان نفتی صنعتی شدند هم بر باد فنا رفت.
اما دراین میان یک سوال جدی ومهم وجود دارد وآن این است که چرا علیرغم بروز این فرصت ها ، فریدن نتوانست رشد نظام سرمایه گذاری را شاهد باشد وبه یک منطقه توسعه یافته تبدیل شود.روند بررسی اقتصادی فریدن طی این چند دوره نشان می دهد که یکی از کلیدی ترین دلایل عدم نوسعه سرمایه داری وصنعتی شدن درفریدن نبود طبقه ای است که بتواند جامعه را ازدوقطبی شدن ((فقیر)) و((غنی)) نجات دهد ودرعین حال آزادی را که لازمه رشد سرمایه گذاری است پاس بدارد.

این طبقه که درواقع ((طبقه متوسط)) است دررشد نظام سرمایه گذاری وتوسعه آن ومحافظت ازحکومت قانون نقش کلیدی را درشهرستانهای توسعه یافته وصنعتی ایفا کرده است ، به طوری که به اعتقاد برخی از تحلیلگران اقتصادی درصورت نبود این طبقه ، نظام سرمایه گذاری نمی توانست ((بالنده)) شود وتکامل یابد.

طبقه متوسط دارنده مهارتهای آموزشی وحرفه ای ،سیاسی، علمی و مطالبه گری است . این طبقه با حایل شدن بین طبقات فقیر وغنی نه تنها تنش های بین این دوطبقه ودرنهایت جامعه را کم می کند بلکه می تواند با پاسداری ازحکومت قانون آن را کنترل کند.

دکتر فریبرز رئیس دانا معتقد است : (( تحول انباشت سرمایه به ایجاد لایه های میانی وتقویت آن کمک کرد ، به ویژه پس از پشت سر گذاشتن انقلاب صنعتی اول ، نیاز به طبقه متوسط درچارچوب کارکردهای نظام سرمایه مطرح شد. طبقه متوسط کارگر نبودند که بتوانند درکارگاه فعالیت کنند ، صاحبان سرمایه های اصلی هم نبودند ، اما با شکل گیری دولتهای ملی نقش هائی را برعهده داشتند که درواقع کارگزاران خاص آن بودند.))

اما در فریدن این اتفاق ، یعنی تشکیل طبقه متوسط ، روی نداد وآن چه رخ داد به گونه ای دیگر بود . مشکل اول وعمده ای که درفریدن روی داد آن بود که چه دردوران صفویه وچه دردوران قاجار یه که اقتصاد ایران ازلحاظ نظام اقتصادی جهانی ومبادلات ، فرصت مناسبی را داشت تا نظام سرمایه داری را دردرون خود رشد داد . اما به لحاظ فرهنگ عشیره ای وقبیله ای حاکم برفریدن ، فرهنگ شهرنشینی که عوامل موثری درتشکیل ورشد طبقه متوسط ونظام سرمایه داری است ایجاد نشد. به طوری که تا همین اواخر نسبت جمعیت روستائی به جمعیت شهری کشور ۶۰ به ۴۰ بود که این خود مانع عمده ای دررشد طبقه متوسط وبه تبع آن نظام سرمایه گذاری بوده است.

دکتر رئیس دانا درباره شکل گیری طبقه متوسط می گوید: (( درایران چهار فرصت بدست آمد تا طبقه متوسط که لازمه رشد سرمایه داری است شکل گیرد ، دوره اول دوران جنبش مشروطه بود. دراین دوره جنبش شهرنشین به همت انقلابی ها ، نوآوران و ترقی خواهان اوج تازه ای گرفت که این امر طبقه متوسطی را به وجود آورد که بیشتر شامل اصناف سنتی وکارمندان دولت بود که البته رشد نیافته بودند. فرصت دوم دردوران پهلوی اول رخ داد . دراین دوران اصلاحاتی درچارچوب نیاز نظام جهانی شکل گرفت که مثل هرپدیده دیگری منشاء داخلی هم داشت. این اصلاحات وابسته به موج تازه ای ازطبقه متوسط شهری ایجاد کرد که با دوره اول تفاوت داشت. این طبقه هم وابسته بوده وهم ضعیف وهم تحقیر شده که درچارچوب برنامه دولتی وابسته شکل می گرفت.

به گفته رئیس دانا جنگ دوم جهانی باعث مهاجرت روستائیان به شهرها شد. وموجی ازشهرنشینی جدید را به وجود آورد که به نوبه خود لزوما; به تشکیل لایه های متخصص وکارآمد طبقه متوسط نینجامید بلکه این شهرنشینی توسط مهاجران، حاشیه نشین ها وزاغه نشین ها ایجاد شد.

دوره بعدی که باعث گسترش شهرنشینی شد پس ازکودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود . رئیس دانا معتقد است که دراین دوره طبقه متوسط دست ساز پولداری ایجاد شد که عمدتا; صاحبان زمین شهری بودند واز هیچ وپوچ به متوسط تبدیل شدند ، طبقه ای که بر رانت زمین شهری استوار بود.

دردوره چهارم که پس از وقوع اصلاحات ارضی پیش آمد، موج جدید دیگری ازمهاجرت به شهر ایجاد شد . این موج تازه درشهر طبقه متوسط روستائی که به کارمغازه داری ، خرید وفروش قطعات ماشین آلات کشاورزی وسوداگری مشغول بودند، تشکیل داد. رئیس دانا دراین باره می گوید : این طبقه متوسط پس از رونق نفتی ، سرمایه هائی را ازآن خود کرد که در کوتاه مدت موجب نا کارآمدی طبقه متوسط شد)).

دراین بررسی نکته قابل توجه آن است که رشد جامعه شهری وشهرنشینی که اساس تشکیل طبقه متوسط است به یک عامل درون زای اقتصاد ایران ارتباط نداشت، بلکه به خواست حاکمیت ایران مرتبط بود وبه همین خاطر است که می بینیم ((طبقه متوسط دستوری)) که درایران تشکیل شد نتوانست وظایف تاریخی خودرا که بسترسازی لازم برای دموکراسی ورشد نظام سرمایه داری است انجام دهد. بر همین استدلال طبقه متوسط هم هرگز در فریدن شکل نگرفت.

میلتون فرید من اقتصاد دان بزرگ معاصر می گوید : ((مشارکت مردم و انتقاد و مطالبه از حاکمان و مسوولان لازمه رشد سرمایه گذاری است وبالعکس ، سرمایه گذاری نیز عامل مهمی دربرقراری مشارکت وانتقاد و مطالبه از مسوولان است.))

بررسی های تاریخی نشان می دهد که سرمایه گذاری درشهرستانهایی توانسته بالندگی خودرا بیابد که فضای آزاد برای نقد وبررسی معضلات سیاسی واجتماعی وجود داشته باشد. درشهرستانهایی مثل فریدن که اختناق ودیکتاتوری حاکم است ، نه تنها نهال آزادی رشد نمی کند ، بلکه سرمایه گذاری نیز روند تاریخی وتکاملی خودرا نمی پیماید. دراین بستر که عامل موثر درفضا سازی آزادی که مقدمه رشد سرمایه گذاری است ، تشکیل وتوسعه طبقه متوسط است.

دکترموسی غنی نژاد معتقد است درکشورهای پیشرفته رسالت مدرن کردن اقتصاد برعهده طبقه متوسط است.
ازآن جائی که درفریدن بخش خصوصی به معنای واقعی کلمه وجود ندارد که بتواند مستقل از دولت فعالیت کند ، طبقه متوسط نیز به مفهوم اصلی آن موجود نیست.

این اقتصاددان در جایی دیگر میگوید به بررسی علل توسعه نیافتگی طبقه متوسط درایران به آسیب شناسی بخش خصوصی درچارچوب نظام اقتصادی کشور می پردازد ومی گوید: به طورکلی بخش خصوصی درایران دارای ضعف ساختاری است ، افکارعمومی به این قشر بدبین است ودرنتیجه این بخش درکشور فاقد پایگاهی است که بتواند رشد کند وخودرا بالا بکشد ، درشرایطی این تفکر حاکم است که بخش خصوصی درپی سودجوئی وزورگوئی واستثمار دیگران است حال نظام اقتصادی برپایه فعالیت این بخش وبه تبع آن طبقه متوسط چگونه می تواند توسعه پیدا کند؟
افکار عمومی فریدن بسیار به متمکنین بدبین است و ثروتمندان هم از ترس چشم زخم دارایی های خود را پنهان می کنند!!!!!!

به اعتقاد غنی نژاد درجامعه ای که نگرش مثبتی نسبت به ثروتمند شدن انسانها وجود ندارد ومالکیت خصوصی درعمل محترم شمرده نمی شود واصولا; بخش غیردولتی فاقد ارزشهای لازم دراجتماع است ، نظام اقتصادی بالنده ای هم ایجاد نمی شود به این ترتیب طبقه متوسط هم صرفادر فریدن به لایه ای ازمستخدمان دولتی محدود می شود که نمی تواند کارکرد طبقه متوسط درجوامع مدرن را داشته باشد.

دکترغنی نژاد با اشاره به این نکته که طبقه متوسط متشکل از بدنه اجرائی وکارمندی دولت درایران فاقد آزادی عمل واختیار لازم است می افزاید: به عبارتی طبقه متوسط شهری درکشورما کارکرد اصیل خودرا ارائه نمی دهد چون سیستم وساختارکلی اجازه این اقدامات تاثیرگذار را به آن نداده ونخواهد داد.
بنابراین طبقه بسیارکوچک متوسط در فریدن که عمدتا دولتی ها هستند کارایی ندارد.
وی جلوگیری از دوقطبی شدن جامعه وکاهش تنشهای اجتماعی را درگرو رشد طبقه متوسط می داند ودراین خصوص می گوید : درجوامع پیشرفته وجود چالشهای سیاسی به بروز بحران های اجتماعی عمیق نمی انجامد زیرا فعالیت طبقه متوسط دراین کشورها ، دوقطب ثروتمند و فقیررا به یکدیگر نزدیک کرده وجامعه درچنین فضائی کمتر احساس بی عدالتی می کند یعنی طبقه متوسط تضمینی برای دموکراسی وثبات آن ایجاد خواهد کرد اما درایران که بخشی ازقشر متوسط ( با ملاحظات همیشگی طبقه بوروکراتیک) دردرون گروه ایران سالاری جاگرفته، چنین تاثیری مشاهده نمی شود.

طبقه متوسط فریدن هویتی بالقوه دارد وتاکنون به فعلیت درنیامده است . این طبقه فاقد خود آگاهی لازم ، استحکام وپایگاه عینی است ، ازاین رو طبقه متوسط درفریدن ما به معنای واقعی آن متشکل نیست ونمی تواند ایفاگر نقش تاریخی خود باشد. حال این که چرا درفریدن نظام سرمایه گذاری رشد نکرده ویا به عبارت دیگر بخش خصوصی قوی نداریم به این نکته برمی گردد که (( طبقه متوسط )) درفریدن طبقه ای ضعیف ونحیف است که به قول دکترغنی نژاد ((خودآگاهی)) لازم را ندارد ودرواقع لایه ای نازک را درجامعه شهری فریدن شکل می دهد .

به همین خاطر است که جامعه شهری فریدنیک جامعه شدیدا; دوقطبی است و هرروز شاهد تنش ها وبرخورد های بحران آفرین درفریدن هستیم . جامعه فریدن همواره دریک بن بست سیاسی قرار داشته است . راه حل خروج ازاین بحران توسعه فضای باز ونقادی است که این مهم حاصل نمی شود مگر آن که ((طبقه متوسط)) جایگاه واقعی خودرا درجامعه شهری فریدن پیدا کند.
بر مسوولان بایسته است فضای آزاد مطالبه گری را در فریدن باز کنند تا کم کم فرهنگ مطالبه گری نهادینه شود و مردم از بی تفاوتی خارج شوند.

دستیابی به این جایگاه ممکن نیست مگرآن که بخش خصوصی که قادر به فعالیت آزاد درچارچوب قوانین توسعه یافته باشد به وجود آید تا درکمال امنیت اقتصادی بتواند طبقه ای را که جامعه را ازدوقطبی شدن نجات می دهد ، شکل دهد طبقه ای که آینده دموکراسی ونظام سرمایه داری فریدن درگرو پیدایش آن است.

نویسنده

نوشته شده توسط بپذیریم از استان عقبیم در مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴

عوامل مهم عقب ماندگی پیشرفت ما فریدنی ها از استان
۱-پیشداوری
اولین خصوصیتی که در ما وجود دارد، پیشداوری‌های فراوان نسبت به بسیاری از امور است. اگر هر کدام از ما به درون خودمان رجوع کنیم پیشداوریهای فراوان می‌بینیم. این پیش‌داوری‌ها در کنش و واکنش‌های اجتماعی ما تاثیرات منفی زیادی دارد. معمولا وقتی گفته می‌شود پیشداوری، بیشتر پیشداوری منفی محل نظر است ولی‌آثار مخرب پیشداوری منحصر به پیشداوری منفی نیست. پیشداوری‌های مثبت هم آثار مخرب خود را دارد. از جمله خوشبینی‌های نابه‌جا که نسبت به برخی افراد و قشرها و لایه‌های اجتماعی وبرخی سیاسیون داریم.
۲-جزمیت و جمود
نوعی جزمیت (دگماتیسم)‌ و جمود در ما ریشه کرده است. من اصلا تحقیقات روانشناختی و تحقیقات تاریخی در این‌باره ندارم که چرا تا این حد اهل جزم و جمود هستیم
یعنی واقعیت آن برای من محل انکار نیست ….
اگرچه تبیینش برای من امکان‌پذیر نیست. آنچه که در ما وجود دارد که از آن به جزم و جمود تعبیر می‌شود این است که باور ما یک ضمیمه‌ای دارد. یعنی ممکن است که ما معتقد باشیم که فلان گزاره درست است این سالم است اما اگر معتقد باشیم که فلان گزاره محال است که درست نباشد. این محال است انسان را تبدیل به انسان دگمی می‌کند. و ما کمتر می‌شود که به چیزی معتقد باشیم و یک محال است منضم به این اعتقادمان نباشد. به تعبیر دیگر وقتی ما یک عقیده داریم که فلان گزاره صحیح است یک عقیده دوم داریم که گریزناپذیر است که فلان گزاره صحیح نباشد.
۳-خرافه‌پرستی
ویژگی دیگر ما خرافه‌پرستی است هم خرافه در بافت دینی و مذهبی و هم در بافت‌های غیر دینی و مذهبی، خرافه در بافت مذهبی یعنی چیزی که در دین نبوده و در آن وارد شده است.
اما مهم‌تر این است که به معنای سکولار آن هم خرافه‌پرست هستیم. خرافی به معنای باور آوردن به عقایدی که هیچ شاهدی به سود آن وجود ندارد ولی ما همچنان آن عقاید را در کف داریم.
این سه مساله را می‌توان سه فرزند استدلال ناگرایی ما دانست. هر که اهل استدلال نباشد اهل این سه است بنابراین راه‌حل درمان این سه تقویت روحیه استدلال‌گرایی است.مثلا ثروتمندان ما بسیار از چشم زخم می ترسند در حالیکه دست خدا بالای همه دست ها است و موثری جز خدا در جهان وجود ندارد.
۴-بها دادن به داوری‌های دیگران نسبت به خود
ما به ندرت در منیتی که از خودمان تصور داریم زندگی می‌کنیم و همیشه توجه‌مان به منییتی است که دیگران از ما تصور دارند و همیشه ترازوی ما در بیرون ماست. این بها دادن به داوری‌های دیگران علت‌العلل یک‌سری مشکلات فرهنگی جامعه ماست.
۵-همرنگی با جماعت
نکته پنجم ناشی از نکته چهارم است به این معنا که ما هیچ‌وقت در برابر مسوولانی که با آن سروکار داریم نتوانسته‌ایم سخن بگوییم که در مقابله با آن است و همیشه همرنگ شدن با آنان برای ما مهم است.
۶-تلقین‌پذیری
تلقین یعنی رایی را بیان کردن و آرای مخالف را بیان نکردن و مخاطب را در معرض همین رای قرار دادن. هر وقت شما در برابر هر عقیده‌ای نظر مخالفان آن را هم خواستید نشان می‌دهد که تلقین‌پذیر نیستید. تلقین‌پذیری یعنی قبول تک‌آوایی.
۷-القاپذیری
القاپذیری به لحاظ روان‌شناختی با تلقین‌پذیری متفاوت است. در القا یک رای آنقدر تکرار می‌شود تا تکرار جای دلیل را بگیرد. اگر من گفتم فلان گزاره صحیح است شما از من انتظار دلیل دارید اما من به جای اینکه دلیل بیاورم ۲۰۰ بار فلان گزاره را تکرار می‌کنم و کم‌کم ما فکر می‌کنیم که تکرار مدعا جای دلیل را می‌گیرد. یعنی به جای اقامه دلیل خود مدعا تکرار می‌شود و این هنری است که در پرودیاگاندا یا آوازه‌گری وجود دارد.
اینکه رسانه‌ها وقتی در دست قدرت‌ها قرار می‌گیرند آنها خوشحال می‌شوند به دلیل وجود همین روحیه القاپذیری در مردم است. والا اگر ملتی القاپذیر نباشد هرچه که رسانه‌ها بگویند چون دائما دلیل می‌خواهند کسی از به دست گرفتن رادیو و تلویزیون اظهار خوشحالی نمی‌کند.
۸-تقلید
منظور من از تقلید نه آنست که در فقه گفته می‌شود. مراد تقلید به معنای روانشناختی آن است. یعنی اینکه من آگاهانه یا ناآگاهانه تحت الگوی شخصی باشم.
یعنی من خودم را مانند تو می‌کنم و به تو تشبه می‌جویم و تقلید، یعنی من تو را الگو گرفته‌ام. آن‌چه که در عرفان گفته می‌شود که تشبه به خدا بجویید اگر این کار را با انسان‌ها انجام دادیم تعبیر به تقلید می‌شود و این تقلید هم در ادیان و مذاهب و عرفان مورد توبیخ است.
۹-تعبد
تعبد یعنی سخنی را پذیرفتن صرفا به این دلیل که فلان شخص آن را گفته است. یعنی اینکه اگر صورت استدلالی من ذهن من را آزار ندهد که فلان گزاره صحیح است چون فلان شخص گفته است فلان گزاره صحیح است من اهل تعبدم. مجموعه عوامل دسته دوم ناشی از یک عمل واحد است و آن اینکه ما زندگی اصیل نداریم. زندگی اصیل به تعبیر روانشناسان انسان‌گرا و به تعبیر عرفا یعنی زندگی براساس فهم و تشخیا خود. زندگی اصیل را فقط کسانی انجام می‌دهند که دو سرمایه دارندأ عقل در مسائل نظری و وجدان در مسائل عملی.برخی هم اکنون با وجود مدیریت بسیار بد شیخ ک.ا همچنان از ایشان دفاع می کنند.در جناح مقابل هم به همین ترتیب.
۱۰-شخصیت‌پرستی
کمتر مردمی به اندازه ما شخصیت‌پرستند و شخصیت‌پرستی جز این نیست که شخصیتی خود را بر خود عرضه می کند و خوبی‌هایی که در زندگی اطراف خودمان نمی‌بینیم از سر توهم به او نسبت می‌دهیم و او را به دست خودمان بزرگ می‌کنیم.
۱۱-تعصب
تعصب هم افق با شخصیت‌پرستی است. تعصب به معنای چسبیدن به آنچه که داریم و نگاه نکردن به چیزهای فراوانی که نداریم. اگر من شیفته آن‌چه که دارم شدم و فکر کردم و جای نداشته‌ها را هم برایم می‌گیرد من نسبت به آن تعصب پیدا کرده‌ام و اینجاست که من نسبت به کسانی که به آن وفاداری ندارند دو دیدگاه پیدا می‌کنم.
هر کدام از ما اگر به خودمان رجوع کنیم می‌بینیم به نوعی فکر می‌کنیم و به نوعی مورد لطف خدا هستیم. یعنی درست است که ممکن است وضع ما به مو بند باشد اما پاره نمی‌شود و اکثر اهمالها و بی‌توجی‌ها ناشی از همین نکته است. لاپینیس اصطلاحی داشت که برای موارد دیگری به کار می‌برد. این اصطلاح هماهنگی پیش بنیاد بود به معنی اینکه گویا همه امور از پیش حاصل آمده است اما گویا ما این هماهنگی پیش‌بنیاد را راجع به خودمان قائلیم.
۱۳-تجربه نیندوختن از گذشته
پس از اقدامات انسان‌دوستانه افرادی چون ماندلا واسلاوهاول و اقدامات انسان‌دوستان که در باب فرهنگی کردن سیاسی است تلاش کردند زیاد شنیده‌ایم که ببخش و فراموش کن یا ببخش و فراموش نکن. اما داستان بر سر این است که اگر شما ببخشانید و فراموش کنید باز هم از همانجا ضربه می‌خورید. انسان‌های سالم کسانی هستند که در درونشان می‌توانند بزرگترین دشمنان خود را از لحاظ عاطفی ببخشایند، چرا که از لحاظ عاطفی باید بخشود اما از لحاظ ذهنی نباید فراموش کرد. اما متاسفانه ما عکس این عمل می‌کنیم،از لحاظ عاطفی نمی‌بخشیم و کینه‌جویی در ما زنده است اما به لحاظ ذهنی فراموش می‌کنیم چرا که حافظه تاریخی ملت ما بسیار کند و تار است.
۱۴-جدی نگرفتن زندگی
سقراط از ما می‌خواست که در عین شوخ‌طبعی زندگی را جدی بگیریم کسانی زندگی را جدی می‌گیرند که دو نکته را باور کنند.
۱-باور به مستثنی بودن از قوانین حاکم بر جهان.
دلیل هر جدی نگرفتن مستثنی ندانستن خود از قوانین هستی است.
۲-نسبت‌سنجی در امور
روانشناسان اصطلاحی دارند با این مضمون که انسان باید بتواند وزن امور را نسبت به هم بسنجد. انسان‌هایی که زندگی را جدی نمی‌گیرند چیزهای مهمتر را برای چیزهای مهم رها می‌کنند. فراوانند انسان‌هایی که در طول زندگی خطای تاکتیکی نمی‌کنند اما خطای استراتژیک عظیم دارند یعنی کل زندگی را می‌بازند اما در ریزه‌کاری‌ها وسواس دارند.
۱۵-دیدگاه مبتذل نسبت به کار
دیدگاه کمتر مردمی نسبت به کار تا حد دیدگاه ما نسبت به کار مبتذل است. ما کار را فقط برای درآمد می‌خواهیم و بنابراین اگر درآمد را بتوانیم از راه بیکاری هم به دست آوریم از کار استقبال نمی‌کنیم. در واقع ما کار را اجتناب‌ناپذیر می‌دانیم در حالی که باید دیدگاه مولوی را درباره کار داشته باشیم که معتقد بود کار جوهر انسان است.
-۱۶از دست رفتن قوه تمیز بین خوشایند و مصلحت
مردمی که منافع کوتاه‌مدت را ببینند و قدرت دیدن منافع درازمدت را نداشته باشند در معرض فریب‌خوردگی هستند. دلیل موفقیت سیاست‌های پوپولیستی در کشور که در یک سال اخیر هم رواج پیدا کرده ندیدن منافع درازمدت است. وقتی منافع بلندمدت دیده نشود منافع کوتاه‌مدت تامین می‌شود به قیمت نکبت و ادبار درازمدت.
۱۷-زیاده‌گویی
ما درست برخلاف آنچه که در ادیان و مذاهب گفته می‌شود زیاده‌گو هستیم و پرحرف می‌زنیم. نقل است که عرفا هم در سکوت تبادل روحی داشتند اما ما ملت پرسخنی هستیم و آسان‌ترین کار برای ما حرف‌زدن است.
۱۸-زبان پریشی
بدتر از پرسخنی ما زبان‌پریشی ما است. زبان‌پریشی به این معنا است که انسان حرف خود را خودش هم متوجه نمی‌شود یعنی اگر تحلیل روانشناختی در سخنان ما انجام شود اصلا برخی جملات معنا ندارد. سخنان همه مانند شهرک‌های سینمایی است که در زمان فیلم پر از دژ و قلعه است اما وقتی فشار می‌دهیم فرو می‌ریزد. به تعبیر دیگر حرف‌های ما پشتوانه ندارد و همه ما از صدر تا ذیل یاوه می‌گوییم. و به همین دلیل هم به لحاظ ذهنی تا این حد پریشانیم. کسانی که سرگردانی ذهنی دارند اول باید زبان خود را پالایش کنند. یعنی باید حرف را فهمیده بزنند و از طرف مقابل هم حرف فهمیده بخواهند. نوام چامسکی برای اینکه ؤابت کند که هر جمله‌ای که قواعد نحوی و صرفی آن رعایت شده صرفا بامعنا نیست جملاتی می‌گفت بطور مثال می‌گفت: وقتی می‌گویند »پسر برادر مثلث ما عاشق بیضی شما شده است«. قواعد صرفی و نحوی آن رعایت شده اما بامعنا نیست.
۲۰) مورد آخر را شما برای ما بگویید….

نویسنده

نوشته شده توسط خلقیات در مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴

رابطه خلقیات و عدم پیشرفت در نظریه اندیشمندان ایرانی

مفهوم اعتلا و پیشرفت و تعالی هم خانواده مفاهیمی همچون توسعه، رشد می‌باشد و از آن نظر که توسعه آن روی سکه تجدد است، با تجدد هم پیوند دارد. در طول تاریخ معاصر ایران، پی جویی مشکل عدم پیشرفت ایران، علل و عوامل و از سویی علت پیشرفت غرب همزمان با رویارویی ایرانیان با دستاوردهای مدرنیته از موضوعاتی بوده است که فکر نه‌تنها نخبگان سیاسی و فکری بلکه توده‌های مردم را به خود مشغول داشته است. در این بین بسیاری از پژوهشگران برای نیل به پیشرفت ایران تلاش کرده‌اند، پاسخ مناسبی را بیابند و برنامه‌ریزی برای آینده مطلوب را موقوف به پاسخ گویی به مشکل یاد شده دانسته‌اند. ازاین‌رو بیشتر پاسخ‌ها در راستای آسیب شناسی از وضعیت موجود رقم خورده است. ادامه می هد، پاسخ‌ها در قالب نظریاتی از لابلای مطالعه‌های جامعه شناختی، تاریخی، روانشناسی اجتماعی، مردم شناسی، حتی مادی و جغرافیایی، اقتصادی ارائه شده و بر همان مبنا پیشنهاداتی را برای پیشرفت کشور باهدف اصلاحگری ارائه نموده‌اند.
مقاله حاضر ابراز می‌دارد، گاه نظریات مشابه هم ارائه شده و گاه در نقطه تقابل هم طرح شده‌اند. برخی از پژوهشگران به یک عامل برای ضعف و کاستی‌ها اشاره کرده‌اند، برخی به مجموعه‌ای از عوامل، از آنروی که هر نظریه علمی قابل نقد نیز می‌باشد، بسیاری به نقد کشیده شده‌اند. از این بین برخی خلقیات و رفتارهای ایرانی را عامل عدم پیشرفت فرض کرده و به اثبات آن پرداخته‌اند. به صورت کلی این نظریات قاطعانه قابل پذیرش نیستند و نقدهایی بر آن‌ها وارد است. از جمله در جریان مطالعه احوالات ایرانی، خود را در مقایسه با غرب می‌بینند و یا آنکه مخاطب بلافاصله ذهنش به این موضوع معطوف می‌شود که مگر در دیگر نقاط دنیا از جمله در غرب چنین عوارض وجود ندارد؟ همچنین آیا نباید از تأثیر شرایط مختلف و عوامل گوناگون در شکل‌گیری این روحیات یاد کرد؟ از طرفی آیا این ویژگی‌ها در همه زمان‌ها ثابت و لایتغیر می‌باشد؟ و از همه مهم‌تر آنکه بسیاری از این تبیین‌ها برخاسته از نگاه خاورشناسان به شرق و از جمله ایران است.
مقاله در پاسخ به این پرسش‌ها تأکید می‌کند که بیان علمی روحیات ایرانی و تببین کژی‌ها و کاستی‌ها به‌ویژه در ساحت اجتماع زیر نگاه سوبژکتیو، نخست از سوی غربی‌ها صورت پذیرفت و سپس با شناختی که شرق از ماهیت این نگاه پیدا کرد و معرفت به روش‌های پوزیتیویستی و فلسفه جدید غرب بسان بسیاری از موضوعات مورد مطالعه اندیشمندان مغرب زمین که موضوع مطالعاتی شرقیان نیز شد، بررسی روحیات شرقی و از جمله ایرانی در مسیر مطالعات ایرانیان نیز قرار گرفت. گرچه بخش زیادی از این مطالعات و استنباطات و استنتاجات زیر تأثیر گفتمان شرق شناسی قرار گرفت و این اثرگذاری نتایج بررسی را تحت‌الشعاع قرار داد، ولی نباید حاصل مطالعات خاورشناسان در زمینه روحیات ایرانی را یکسره باطل دانست. حداقل این مشی مطالعاتی ما را بر آن داشته که خود به مطالعه حالات و احوالات خویش نظر کنیم و به‌طور خاص در پیجویی علل و عوامل توسعه‌نایافتگی به نتایج در خوری دست‌یابیم.
در پایان نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که نکته مهم آن است که بالاخره یک سلسله اوصافی در خلقیات و روحیات ایرانی وجود دارد که در کنار دیگر نقاط مثبت او باعث فرو کاستن حالات و روحیات ایرانی و تقلیل آن‌ها می‌شود. پنهان کاری و نهان روشی، شیوع دروغ، بدگمانی، تنگ نظری، سخن چینی، عدم شفافیت و بی‌اعتمادی، غلبه احساسات بر خردورزی، عدم کارایی و فقدان نظم، چیرگی خودمداری و ناشکیبایی، عدم اجماع پایدار و توافق و فقدان مسئولیت پذیری، تملق، بدگویی و غیبت، محافظه‌کاری، عدم تفوق منافع ملی بر منافع خرد، تنبلی اجتماعی، نداشتن وجدان کاری و انضباط اقتصادی و… از جمله اوصافی است که در این خصوص نام برده می‌شود. بدیهی است که نمی‌توان اشاره به این صفات را منبعث از گفتمان شرق شناسی دانست. به نظر می‌رسد علت اصلی عدم پیشرفت ایران را بیش از هر چیز باید در این مناسبات روحی جستجو کرد. “اینکه چه باید کرد ارتقای اخلاق اجتماعی و تحول و نگرش‌ها و رفتارها چگونه ممکن است؟” خود موضوع دیگری است که در تعقیب این آسیب شناسی قابل بررسی است.

نویسنده

نوشته شده توسط برخورد سختگیرانه در مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۴

آقای فرماندار
آقای نماینده
سلام
بابا پیشرفت نمیخواهیم.جلوی برخی معضلات را بگیرید.
راهنمایی رانندگی و پلیس راه دامنه کمین می گذارد و مرتب فریدنی ها را جریمه می کند.
چندی قبل ، قبل از پیچ هنرستان کمین گذاشته بود و چون من فقط ۵ کیلومتر بیشتر از سرعت مجاز می رفتم جریمه شدم.
آقای فرماندار ! رییس محترم شورای تامین و ترافیک !
به داد ما فریدنی ها برس.
قرآن می فرماید نومن ببعض و نکفر ببعض نباشید.
مگر همه قوانین در فریدن مو به مو اجرا میشود که اینقدر راهنمایی رانندگی به ما فریدنی ها سخت می گیرد.
مگر آب سالم می خوریم
مگر شهرمان مثل گلپایگان و خوانسار و …بی دست انداز است
مگر اشتغال و صنعتمان مثل شهرستانهای استان است
مگر شهرک صنعتی داریم
مگر کار داریم
مگر در زمان خشکسالی مثل دوره آبسالی جز حوزه آبریز راینده رود محسوب میشویم؟!!!!!!!!!!!!!!
مگر مشکل همه نقاط حادثه خیز حذف شده؟
ورودی داران چند تا کشته گرفت؟
سرعت گیر ها زیر و بند چند تا خودرو را منهدم کرده؟
و هزاران مگر و اگر قانونی دیگر که به حکم قانون باید در این شهرستان فلاکت زده اجرایی می شد
اما قوانین راهنمایی رانندگی مثل سوییس اجرا می شود چرا به مردم سختگیری میشود مخصوصا پلاک های فریدن
بروید از مردم بپرسید.نمیگوییم جریمه نکنید و با متخلفین برخورد نکنید اما شما را به خدا با فریدنی ها فقط کمی فقط کمی مدارا کنید
به داد مردم برسید….

نویسنده

نوشته شده توسط حجت افشاری در مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۴

حسرت واقعی را آن روزی میخوری که می بینی به اندازه سن وسالت زندگی نکرده ای….. با سلام وادب خدمت همشهریان عزیز که همگی اینقدر لطف دارند و به بعضی مسائل ریز بین هستند.و سپاسگذار خداوند متعالم که در این چند سال توانسته ام خدمت آموزشی و ورزشی وفرهنگی به جوانان فریدن داشته باشم وگامی هرچند کوچک در راستای گسترش سطح فنی و ورزشی این عزیزان بردارم. ورزش بخشی از زندگی من است ولیکن در راهی که گام گذاشته ام .هدف رسیدن به موفقیتهای بسیار است.ما در عصری زندگی میکنیم که همه جوانب آن دستخوش تغییرات بنیادین است و زندگی اثر بخش در قرن حا ضر مستلزم شناخت ویژگی های این قرن است.با این وجود ما خودمان باید بخواهیم وتلاش کنیم واز تفکرات سنتی وکلیشه ای بدور باشیم.از اینکه بشینیم دیگران برایمان کاری بکنند.بسی خیال باطل است.هرچند که در این چندین سال دیدیم.ضعف ما ثبات نداشتن مدیریت در تمام ارگانها وهمچنین همدل نبودن مردم منطقه با یکدیگر.ومعظل خیلی بزرگتر استان نشدن این منطقه میباشد.وبدلیل دوری شهرستان از مرکز استان.هیچ سرمایه گذاری حاضر به همکاری با منطقه نمباشد.وضعف مدیریتی …..متاسفانه در این بخش کار کارشناسی انجام نگرفته چون ما نه در بخش صنعت حرفی برای گفتن داریم .نه در بخش کشاورزی .نه در بخش صنعت توریست و…. کما اینکه پتانسیل کار در کار های ذکر شده را داریم.اما………خودمان ….خودمان…..با آرزوی موفقیت بیشتر..این کار فقط با جوانان با استعداد وتحصیل کرده فریدن میسر میشود وبس…..خودمان را مشغول یکسری مشکلات پیش پا افتاده نکنیم.سعی کنیم بلند نظر باشیم تا پیشرفت کنیم.به امید روزهای طلایی تمام فریدنیها…….

نویسنده

نوشته شده توسط هیئت تکواندو در شهریور ۱ام, ۱۳۹۴

موفقیتهای هیئت تکواندو فریدن در تابستان ۹۴ قابل تحسین میباشد.و این به لطف اساتید این رشته پر طرفدار:استاد فرزاد ابوالحسنی-استاد محمد گشول-استادحجت افشاری-و در بخش بانوان استاد سمیه عزیزی.۱-قبولی تعداد ۲۰ نفر از هنر جویان هم در بخش بانوان و آقایان در آزمون کشوری کمربند قرمز.مشکی دان یک و دو ودان سه۲-کسب مقام قهرمانی استان در مسابقات دانشجویی توسط آقای میثم محمد شریفی۳-مقام سوم کشوری توسط آقای بهنام موحدی در مسابقات دانشجویی۴-مقام قهرمانی استان وانتخاب در اردوی کشوری ولیگ کشور در رده خردسالان توسط آقای محمدعرفان افشاری۵-کسب مقام سوم کشور در مسابقات خانواده توسط خانواده افشاری۶-کسب مقام سوم استانی وانتخاب در اردوی استان توسط سرکار خانم زهرا نوروزی و حضور موفق خانمها زهره نوروزی و آسیه صانعی و به لطف خدا این موفقیتها ادامه دارد…..تبریک به تمام ورزشکاران و ورزش دوستان

درج دیدگاه

جدیدترین خبرها